شهر خاموش

اگر چه شهر خاموش است وگرچه این سیاهی سایه­ ی خود را، به سوی آسمان برده­ ست وگرچه هر خیالی لابه ­لای کوچه­های خواب ولگرد است ولی چشمان تو_ این مهربان زیبای رازآلود_ مرا تا روشنای خلوت مهتاب مرا تا سبزه­ زار حال از امید مرا تا مرز لبخند سحر برده ­ست ببین ای آسمان منتظر بر جای ببین ای تیره­ گون، ای خیره چشمانت به راه روشن فردا ببین این تابناک تو به عشوه در میان بازوانم خواب و

مشاهده مطلب

فوتر سایت