برخیز تا یکسو نهیم این دلق ازرق فام را

برخیزتا یکسو نهیم

بـرخـیـز تـا یک سـو نهـیـم این دلق ازرق فام را بـر بـاد قـلاشـی دهـیم ایـن شـرک تقـوا نام را هـر سـاعـت از نـو قبله‌ای بـا بت پرستی مـی‌رود تـوحـید بـر مـا عـرضـه کن تا بشکنیم اصنام را مـی بـا جــوانـان خـوردنـم بـاری تـمـنـا می‌کند تـا کـودکـان در پـی فـتـنـد این پیر دردآشام را از مـایـه بـیـچـارگـی قـطـمـیـر مــردم مـی‌شود مـاخـولـیـای مـهـتـری سـگ مـی‌کنـد بلعام را زیـن تـنـگـنـای خـلـوتـم خاطر به صحرا می‌کشد کـز بـوسـتـان باد سحر خوش می‌دهد پیغام را

مشاهده مطلب

فوتر سایت

error: Content is protected !!