پست وبلاگ

شهر خاموش

اگر چه شهر خاموش است وگرچه این سیاهی سایه­ ی خود را، به سوی آسمان برده­ ست وگرچه هر خیالی لابه ­لای کوچه­های خواب ولگرد است ولی چشمان تو_ این مهربان زیبای رازآلود_ مرا تا روشنای خلوت مهتاب مرا تا سبزه­ زار حال از امید مرا تا مرز لبخند سحر برده ­ست ببین ای آسمان منتظر بر جای ببین ای تیره­ گون، ای خیره چشمانت به راه روشن فردا ببین این تابناک تو به عشوه در میان بازوانم خواب و

مشاهده مطلب

تنهایی

بگذار تنها باشم تنها بنویسم تنها بخوانم حتی این در نیمه گشوده را ببند که بار سنگین تنهایی را دوست­ تر دارم تا ازدحام تو در توی رنگارنگ دلهای پیچیده ­ی شما را جویای راه خود خواهم بود که توان شنیدن حقیقتی عریان را ندارید معنا را در هزار لایه­ ی استعاره های زرورق دار می­ خواهید نه سادگی محض. ۹۸/۵/۲۱

مشاهده مطلب

فوتر سایت