گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید

گفتم غم تو دارم
گفتم غـمِ تـو دارم، گفتا غـمـت سـر آید
گفتم کـه مـاهِ مـن شـو، گفـتـا اگــر برآید
گفتم ز مِـهـرورزان رســمِ وفــا بـیـامـوز
گفتا ز خـوبـرویـان، ایـن کـار، کـمـتـر آید
گفتم کـه بــر خیـالـت، راهِ نـظـر بـبندم
گفتا کـه شـب‌رو اسـت او، از راه دیـگر آید
گفتم کــه بـوی زلـفـت گمـراه عالمم کرد
گفتا اگـر بــدانــی، هــم اوت رهـبـر آید
گفتم خـوشـا هـوایـی کـز باد صبح خیزد
گفتا خـُنـُک نـسـیـمی کـز کـوی دلـبر آید
گفتم کـه نـوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تـو بـنـدگی کـن، کـو بـنـده پرور آید
گفتم دل رحیـمت کـی عـزم صـلـح دارد
گفتا مــگــوی بـا کس تـا وقـت آن درآید
گفتم زمانِ عِشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کایـن غصه هم سر آید

بدون شک این غزل یکی از زیباترین مناظرات زبان و ادبیات فارسی است؛ پاسخ‌­های رندانه‌­ای که معشوق حافظ به او می‌دهد زیرکانه و رندانه‌ترین پاسخ‌­های شعر فارسی است.

بیت نخست:

گفتم غـمِ تـو دارم، گفتا غـمـت سـر آید
گفتم کـه مـاهِ مـن شـو، گفـتـا اگــر برآید

معنای بیت نخست:

به معشوقم گفتم: غم رسیدن به تو را دارم، پاسخ داد: روزی غمت به پایان خواهد رسید، به او گفتم بیا و ماه تابان زندگی من باش(معشوق من باش)، پاسخ داد: اگر امکان­پذیر باشد.

نکات و معانی:

سرآمدن: پایان پذیرفتن.

ماه: استعاره از معشوق.

برآید: ایهام تناسب دارد،۱. امکان­پذیر بودن، ۲. طلوع کردن در تناسب با ماه.

بیت دوم:

گفتم ز مِـهـرورزان رســمِ وفــا بـیـامـوز
گفتا ز خـوبـرویـان، ایـن کـار، کـمـتـر آید

معنای بیت دوم:

به او گفتم از مهربانان راه و رسم وفاداری و مهربانی را یاد بگیر، پاسخ داد: زیبارویان هرگز وفادار و مهربان نیستند.

نکات و معانی:

مهرورز: مهربان.

نکته: از آنجا که مِهر تداعی کننده خورشید نیز هست می‌­توان در ارتباط با بیت قبل ایهام تناسب به حساب آورد؛ چرا که به گمان بنده ذهن خواننده هنوز درگیر مصراع دوم بیت قبل است و از این رو واژه مهر را ناخودآگاه به ماه ارتباط می‌دهد.

کم‌گرفت: این کار کمتر آید؛ آرایه کم‌‌گرفت دارد، شاعر به جای اینکه بگوید هرگز از واژه کمتر بهره برده است.

بیت سوم:

گفتم کـه بــر خیـالـت، راهِ نـظـر بـبندم
گفتا کـه شـب‌رو اسـت او، از راه دیـگر آید

معنای بیت سوم:

به معشوقم گفتم: چشمانم را می‌بندم تا راه ورود خیال تو را بسته باشم، پاسخ داد: خیال من شبگردی چالاک و رند است و از راه دیگری وارد خواهد شد.

نکات و معانی:

خیال: تصویر معشوق.

شب‌رو: شب‌گرد، شب‌­رونده.

نکته: نکته فوق‌العاده در این بیت هوشمندی حضرت حافظ در رعایت ارتباط و تناسب بین بستن نظر و شب­رو بودن خیال معشوق است؛ چرا که وقتی چشم‌ها را ببندیم همه جا تاریک و ظلمانی می‌شود، به زیبایی هر چه تمامتر خیال معشوق به شب­رو تشبیه شده است؛ زیرا انسان شبگرد در شب بهتر راه خود را می‌یابد.

بیت چهارم:

گفتم کــه بـوی زلـفـت گمـراه عالمم کرد
گفتا اگـر بــدانــی، هــم اوت رهـبـر آید

معنای بیت چهارم:

به دلبندم گفتم: عطر گیسویت سبب گمراهی و رسوایی من در جهان شد، پاسخ داد: اگر نیک بدانی و آگاه باشی، همین عطر و بوی خوش سبب هدایت و راهبری تو خواهد شد.

نکات و معانی:

نکته: حقیقتا می‌توان بو و عطر را به عنوان یکی از مراحل شناخت و رسیدن در نظر داشت، اما حافظ با تناقضی زیبا بو را سبب گمراهی دانسته است؛ البته گمراهی و رسوایی در این دنیا!

نکته۲: به نظر بنده در ترکیب “گمراه عالم” جدا از معنای گمراهی، رسوا شدن در عالم را نییز به ذهن تداعی می‌کند. خوشحال می‌شوم نظر شما را نیز بدانم.

اوت: او تو را.

هم اوت رهبر آید: او رهبر تو خواهد شد.

خوشا هوایی

بیت پنجم:

گفتم خـوشـا هـوایـی کـز باد صبح خیزد
گفتا خـُنـُک نـسـیـمی کـز کـوی دلـبر آید

معنای بیت پنجم:

به او گفتم: هوایی که در هنگام صبح می‌وزد، چه اندازه خوش و نیکوست! پاسخم داد: خوشا نسیمی که از محله و کوی معشوق می‌آید.

نکات و معانی:

ایهام تناسب: خُنُک: ۱. خوشا۲. باد سرد و مطبوع.

تناسب: هوا، باد، خنک، نسیم.

نکته: نکته جالب توجه در این بیت استفاده شگرف حضرت خواجه، از کلمات است؛ حافظ در مصراع اول از واژه هوا و باد استفاده می‌کند، چنانچه می‌دانیم واژه نسیم در فرهنگ ما بار معنایی بهتری نسبت به واژگان هوا و باد دارد، از این رو حافظ واژه هوا و باد را برای خود برگزیده و رندانه واژه نسیم را در دهان معشوق قرار داده است.

حافظ شگرف است!!!!

بیت ششم:

گفتم کـه نـوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تـو بـنـدگی کـن، کـو بـنـده پرور آید

معنای بیت ششم:

به معشوقم گفتم: لب گوارا و سرخ تو ما را در حسرت یک بوسه کُشت. پاسخ داد: تو راه و رسم بندگی را درست به جا بیاور او خود می‌داند چگونه بنده خود را پرورش دهد و مورد لطف و عنایت قرار دهد.

نکات و معانی:

نوش لعل: اضافه مقلوب؛ لعل نوشین.

لعل: سنگ سرخ قیمتی؛ استعاره از لب.

بیت هفتم:

گفتم دل رحیـمت کـی عـزم صـلـح دارد
گفتا مــگــوی بـا کس تـا وقـت آن درآید

معنای بیت هفتم:

به او گفتم: دل مهربان تو چه زمانی تصمیم دارد با من آشتی کند؟ پاسخ داد: بین خودمان باشد و این راز را به کسی نگو: هر زمان وقتش شد.

نکات و معانی:

نکته: نکته جالب توجه در مصراع اول پارادوکس زیبایی است که حافظ در ارتباط با دل رحیم و قهر بودن معشوق مطرح کرده است!!!

بیت هشتم:

گفتم زمانِ عِشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش حافظ کایـن غصه هم سر آید

معنای بیت هشتم:

به او گفتم: دیدی که چگونه روزگار شادی و خوش­گذرانی به پایان رسید. محبوبم پاسخ داد: حافظ خاموش باش و شکوه نکن چرا که این غم و انده نیز به پایان خواهد رسید.

نکات و معانی:

عشرت: خوشی و خوش‌گذرانی.

سرآمدن: به پایان رسیدن.

سرآید: به پایان خواهد رسید.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!