دلم رمیده لولی وشیست شورانگیز

دلم رمیده لولی وشیست رنگ آمیز
دلـم رمیـده لـولـی‌وشـیسـت شـورانگیز
دروغ وعــده و قَـتّـال وضـع و رنـگ آمیز
فـدای پـیـرهـن چـاک مـاه رویــان باد
هــزار جـامـه تـقـوی و خـرقـه پـرهــیز
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تـا ز خـال تـو خـاکـم شـود عبـیرآمیز
فرشته عشق نداند کـه چیست ای ساقی
بـخـواه جـام و گـلابـی بـه خـاک آدم ریز
پـیـاله بـر کفـنـم بـنـد تـا سحرگه حشر
بـه مـی ز دل بـبــرم هـول روز رسـتـاخیز
فقیـر و خستـه بـه درگاهت آمدم رحمی
کـه جـز ولای توام نیست هیچ دست آویز
بیـا کـه هاتف میخانه دوش با من گفت
کـه در مقـام رضـا بـاش و از قـضـا مگریز
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

بیت نخست:

دلـم رمیـده لـولـی‌وشـیسـت شـورانگیز
دروغ وعــده و قَـتّـال وضـع و رنـگ آمیز

معنای بیت نخست:

دل من حیران و سرگشته لولی­ صفتی پرشور و هیجان است؛ آنکه وعده‌های دروغین می‌­دهد و عاشقان خود را به راحتی می‌کشد و فریبنده و نیرنگ‌باز است.

نکات و معانی:

رمیده: آواره، گریزان، سرگشته.

لولی: در برهان قاطع آمده است: ( بر وزن و معنی لوری که سرودگوی کوچه و گدای در خانه‌ها باشد؛ و به معنی نازک و لطیف و ظریف هم آمده است و در هندوستان به قحبه و فاحشه می‌گویند.

لولی‌وش: همانند لولی، همانند کولی.

دروغ وعده: آنگه وعده‌هایش دروغین است.

قتّال وضع: خون­ریز، آنکه وضعیتی همچون قاتلان دارد.

رنگ­آمیز: نیرنگ‌­باز، حیله‌ساز، مکار.

بیت دوم:

فـدای پـیـرهـن چـاک مـاه رویــان باد
هــزار جـامـه تـقـوی و خـرقـه پـرهــیز

معنای بیت دوم:

هزاران جامه و لباسی که بیانگر تقوی و پرهیزکاری است؛ امیدوارم که فدای چاک پیراهن زیبارویان گردد.

نکات و معانی:

جامه تقوا: اضافه اقترانی؛ لباس یا جامه­ای که نشانگر تقوا و پاکدامنی است.

خرقه: لباس اهل تصوف.

خرقه پرهیز: اضافه اقترانی؛ لباس یا پوششی که بیانگر زهد و پرهیزکاری باشد.

نکته: حافظ یکی از منتقدین سرسخت ریا و ریاکاری در شعر فارسی است؛ از این­رو در این بیت دعا می‌کند که هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز فدای پیراهن ماه­رویان شود.

بیت سوم:

خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تـا ز خـال تـو خـاکـم شـود عبـیرآمیز

معنای بیت سوم:

نقش و خیال خال سیاه تو را با خود به زیر خاک خواهم برد (تصویر خال تو حتی در زیر خاک همراه من خواهم بود) تا بدین واسطه خاک من همچون عبیر خوشبو و معطر گردد.

نکات و معانی:

خیال: تصور چیزی در ذهن هنگامی که در پیش چشم نباشد.

عبیر: نام ماده‌ای خوشبوست که از صندل، گلاب، مشک و زعفران سازند.

واج­آرایی: حرف “خ” در این بیت هفت بار تکرار شده است.

نکته: گویی حافظ در این بیت با واج‌آرایی حرف “خ” می­خواسته به خواب رفتن در زیر خاک را در ذهن خواننده به تصویر بکشد.

نکته: به احتمال زیاد رنگ عبیر همچون خال سیاه رنگ است.

بیت چهارم:

فرشته عشق نداند کـه چیست ای ساقی
بـخـواه جـام و گـلابـی بـه خـاک آدم ریز

معنای بیت چهارم:

ای ساقی، فرشته عشق را نمی‌شناسد و از آن بی­خبر است، پس جام شرابی را بخواه و جرعه‌ای از آن را همانند گلاب بر خاک آدم بریز. (چرا که او بود که عشق این امانت الهی را قبول کرد).

نکات و معانی:

عشق نداشتن فرشته: حافظ هم‌آواز با دیگر عارفان عشق را موهبتی مخصوص انسان می‌داند و فقط او را حامل امانت الهی می‌شمارد؛ و از این­جهت قائل به برتری انسان بر فرشتگان است.

گلابی/شرابی به خاک آدم ریز: در نسخه‌های مختلف هر دو ذکر شده است، معنی یکسان است، ریختن گلاب/شراب بر خاک مرده نشان احترام به آنهاست.

آدم: منظور حضرت آدم ابوالبشر است.

بیت پنجم:

پـیـاله بـر کفـنـم بـنـد تـا سحرگه حشر
بـه مـی ز دل بـبــرم هـول روز رسـتـاخیز

معنای بیت پنجم:

هنگام مردن جام شراب را بر کفن من ببندید تا وحشت ناشی از صبح روز قیامت را با نوشیدن آن از خود دور سازم.

نکات و معانی:

حشر:رستاخیز.

نکته: طنز زیبا و جسورانه‌ای در سراسر بیت وجود دارد و آن این است که معمولا برای نجات و رستگاری مرده بر کفن او چیزی مقدس می‌گذارند اما در اینجا حافظ با زبان طنز می‌خواهد که با بستن جام شراب بر کفنش، هول و هراس ناشی از رستاخیز را از خود دور سازد.

بیت ششم:

فقیـر و خستـه بـه درگاهت آمدم رحمی
کـه جـز ولای توام نیست هیچ دست آویز

معنای بیت ششم:

تهی­دست و درمانده به درگاه تو آمده‌ام، رحمی کن؛ چرا که جز محبت تو هیچ دست‌آویز و بهانه‌ای برایم باقی نمانده است.

نکات و معانی:

خسته: آزرده، مجروح.

ولا: دوستی و محبت.

دست‌آویز: وسیله و بهانه.

بیت هفتم:

بیـا کـه هاتف میخانه دوش با من گفت
کـه در مقـام رضـا بـاش و از قـضـا مگریز

معنای بیت هفتم:

بیا (و تو نیز بشنو ) که سروش عالم غیب دیشب در میخانه به من گفت: که به آنچه برای تو مقدّر شده است خشنود باش و از سرنوشت الهی فرار نکن.

نکات و معانی:

هاتف: سروش عالم غیب.

میخانه: اگر چه میخانه در لغت به معنای شرابخانه است اما در دیوان حافظ یکی از کلمات اصلی و کلیدی است؛ گویا نهادی است در برابر خانقاه، صومعه، مدرسه و مسجد. در این بیت نیز مشاهده می‌گردد که سروش عالم غیب در میخانه با حافظ به گفتگو می‌نشیند.

مقام: در لغت به معنای منزلت و مرتبه اما در اصطلاح تصوف، به یکی از مراحل سیر و سلوک گفته می‌شود که سالک با آداب خاص و تحمل سختی به آن می‌رسد.

رضا: خشنود بودن، در اصطلاح اهل تصوف: یعنی خشنود بودن از آنچه خداوند برای تو رقم زده است.

بیت هشتم:

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

معنای بیت هشم:

ای حافظ، در واقع بین عاشق و معشوق هیچ‌گونه پرده و حائلی وجود ندارد، (اگر می­بینی هنوز به وصال معشوق نرسیده‌ای و بین تو و او فاصله است به خاطر وجود اَنانیَّت و مَنیَّت تو است) بنابراین اَنانیَّت و مَنیَّت خود را از میان بردار تا به وصال معشوق رسی.

نکات و معانی:

حائل: پرده، حجاب.

حجاب: حجاب در لغت به معنای پرده و فاصل بین دو چیز است و در اصطلاح اهل تصوف و عرفان عبارت است از هرچیزی که انسان را از خداوند دور سازد.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!