شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد
شـب عـاشـقـان بـی‌دل چـه شبی دراز باشد
تـو بـیـا کـز اول شب در صبـح باز باشد
عـجـب اسـت اگر توانم که سفر کنم ز دستت
بـه کـجـا رود کـبـوتـر که اسیـر باز باشد
ز مـحـبـتـت نخـواهـم که نظر کنم به رویت
کـه محب صادق آن است که پاکباز باشد
بـه کـرشـمـه عـنـایـت نگهی به سوی ما کن
کـه دعـای دردمـنـدان ز سـر نـیـاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
بـه کـدام دوسـت گویم که محل راز باشد
چـه نـمـاز بـاشـد آن را که تو در خیال باشی
تـو صـنـم نـمی‌گـذاری کـه مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
کـه ثـنـا و حمـد گوییم و جفا و ناز باشد
دگـرش چـو بـازبینی غـم دل مگـوی سعدی
کـه شـب وصـال کوتاه و سخن دراز باشد
قـدمـی کـه بـرگرفتی بـه وفـا و عـهـد یاران
اگـر از بـلـا بـتـرسـی قــدم مَـجـاز باشد

بیت نخست:

شـب عـاشـقـان بـی‌دل چـه شبی دراز باشد
تـو بـیـا کـز اول شب در صبـح باز باشد

معنای بیت نخست:

شب عاشقان دلباخته، شبی دیرگذر و طولانی مدت است، ای محبوب من تو بیا که از همان اول شب، صبح نمایان باشد (تو که باشی شب به شدت کوتاه می‌­شود).

نکات و آرایه­‌ها:

تکرار: شب.

تضاد: شب، صبح.

در صبح: استعاره مکنیه.

بیت دوم:

عـجـب اسـت اگر توانم که سفر کنم ز دستت
بـه کـجـا رود کـبـوتـر که اسیـر باز باشد

معنای بیت دوم:

چگونه امکان دارد کبوتری که گرفتار پرنده شکاری است، از چنگالش فرار کند، من نیز همچون کبوتر نمی‌­توانم از دست عشق تو رها شوم.

نکات و آرایه‌­ها:

باز: پرنده شکاری.

تضاد: سفر، اسیر.

تناسب: باز، کبوتر.

بیت سوم:

ز مـحـبـتـت نخـواهـم که نظر کنم به رویت
کـه محب صادق آن است که پاکباز باشد

معنای بیت سوم:

از شدت محبتی که به تو دارم، نمی­‌خواهم به چهره‌­ات نگاه کنم؛ از نشانه­‌های دلباخته­‌ی راستین این است که تمام دارایی خود را در راه معشوق ببازد(حتی نگاه کردن به او را).

نکات و آرایه­‌ها:

پاکباز: کسی که تمام دارایی خود را ببازد.

محب: عاشق.

بیت چهارم:

بـه کـرشـمـه عـنـایـت نگهی به سوی ما کن
کـه دعـای دردمـنـدان ز سـر نـیـاز باشد

معنای بیت چهارم:

کرشمه‌­ای از روی عنایت به ما داشته باش و نگاهی به ما کن؛ چرا که عاشقان دردمند از سر احتیاج دعا می‌­کنند.

یا

تو را به عنایتت که سرشار از ناز است قسم می­‌دهم که نگاهی به ما کن؛ …

نکات و آرایه­‌ها:

ایهام: به کرشمه عنایت: ۱. کرشمه­‌ای از سر عنایت؛ ۲. قسم به عنایتت که سرشار از ناز است.

کرشمه: ناز، عشوه.

کرشمه عنایت: اضافه اقترانی.

بیت پنجم:

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
بـه کـدام دوسـت گویم که محل راز باشد

معنای بیت پنجم:

سخنی را که دیگر طاقت ندارم، حتی از خویشتن پنهانش کنم، با کدامین دوست می­‌توانم بگویم که رازدار  باشد؟

نکات و آرایه‌­ها:

محل راز: رازدار.

بیت ششم:

چـه نـمـاز بـاشـد آن را که تو در خیال باشی
تـو صـنـم نـمی‌گـذاری کـه مرا نماز باشد

معنای بیت ششم:

نمازی که مدام تو در خیال و تصور نمازگزار باشی، دیگر نماز نیست، تو، معشوق من همچون بتی هستی که نمی‌­گذاری نماز من، نمازی صحیح باشد.

نکات و آرایه­‌ها:

خیال:تصور، گمان.

صنم: معشوق، بت.

تضاد: صنم، بت.

تکرار: نماز.

بیت هفتم:

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
کـه ثـنـا و حمـد گوییم و جفا و ناز باشد

معنای بیت هفتم:

هنگامی که تو را به عنوان معشوق برمی­‌گزیدم، هرگز چنین فکر نمی­‌کردم که من مدام تعریف و ستایش تو کنم، اما تو مدام به من ظلم و بی­‌توجهی کنی.

نکات و آرایه‌­ها:

ثنا: تعریف و تمجید.

حمد: ستایش.

بیت هشتم:

دگـرش چـو بـازبینی غـم دل مگـوی سعدی
کـه شـب وصـال کوتاه و سخن دراز باشد

معنای بیت هشتم:

سعدی، اگر دیگر بار او را دیدی، هرگز از اندوه دل خودت چیزی نگو؛ چرا که شب وصال، شبی کوتاه است و حرف بسیار!

نکات و آرایه‌­ها:

تضاد: کوتاه، دراز.

تناسب: مگوی، سخن.

بیت نهم:

قـدمـی کـه بـرگرفتی بـه وفـا و عـهـد یاران
اگـر از بـلـا بـتـرسـی قــدم مَـجـاز باشد

معنای بیت نهم:

حال که تصمیم گرفته‌­ای، در راه وفا داری و عهد و پیمان یاران قدمی برداری، اگر از آزمون­‌ها و رنج­‌های راه بترسی، قدم تو قدمی راستین نخواهد بود.

نکات و آرایه­‌ها:

قدم برگرفتن: کنایه از انجام کار.

بلا: آزمون، رنج.

مَجاز: غیر واقعی.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!