
مگر میشود این غزل زیبا را با صدای استاد شجریان شنید و دوست نداشت، مگر میشود مدهوش این همه هنر سعدی در این غزل نشد، هر چند برای دریافت نکات و آرایهها بیشتر دقت میکردم بیشتر شگفتزده میشدم، بس که سعدی به طور پنهانی و پوشیده آرایههای خود را به کار میبرد، با هم بخوانیم این شعر زیبای سعدی را:
بیت نخست:
معنای بیت نخست:
دلبندم، دیشب که دور از روی تو بودم، جانم از غم عشق تو، سرشار از درد و رنج بود(خدا کند درد و رنج از روی تو دور باشد)، همچنین به سبب آرزو و غم دل، دیشب چشمانم همچون ابری بر چهرهام میبارید.
نکات و معانی:
دوش: دیشب.
ایهام تناسب: دوش؛ در معنای دوم با رخ، روی و دل تناسب دارد.
تکرار: جان.
مترادف: روی، رخ، و غم، سودا.
دور از رویت: ایهام دارد؛ ۱. دور از چهرهی تو ۲. از چهرهی تو دور باد.
تاب: درد و رنج.
ابر چشم: اضافه تشبیهی.
سودا: خیال، آرزو، غم.
نکته: نکته قابل توجه در این بیت فوقالعاده، ارتباط سودا و ابر چشم است؛ قدما اعتقاد داشتند وجود سودا در جگر باعث ایجاد بخاری در ناحیه سر میشود؛ استفاده هنری و شگفت سعدی از این باور، در این بیت شاهکاری است به تمام معنی.
بیت دوم:
معنای بیت دوم:
نه تنها به سبب شدت تفکر و اندیشه، عقل بیچارهی من در برابر صبر نابود شد، بلکه از شدت پریشانی و آشفته حالی دل منقلب و ناآرام من نیز انتظار خواب نداشت.
نکات و معانی:
پایمال: ضایع شدن.
چشم داشتن: توقع و انتظار داشتن.
تناسب: پا، دل، چشم.
ایهام تناسب: چشم.
نکته: این غزل با توجه به نسخهی دکتر غلامحسین یوسفی نوشته شده است.
بیت سوم:
معنای بیت سوم:
زمانی که جدایی در اطراف برج و باروی دل آهنگ غارت کرد و طبل غارت را نواخت، عشق تو نیز همانند پاسبانی تمام عمر مرا از آن خود کرد.
نکات و معانی:
کوس: طبل.
کوس غارت: اضافه اقترانی.
شهرستان: قسمت درونی شهر که آن را شارستان و شارسان هم گویند. آن قسمت از یک شهر که در درون حصار باشد.
شحنه: پاسبان.
شحنه عشق: اضافه تشبیهی.
سرای عمر: اضافه تشبیهی.
طبطاب: چوگانی است که سر آن مانند کفچه سازند و گوی در آن نهند و بر هوا افکنند، چون به فرود آمدن رسد باز سر طبطاب بر او زنند، همچنین نگذارند که بر زمین آید تا از هال نگذارند، و به فارسی آن را تختهی گوی بازی گویند.
شهرستان دل: اضافه تشبیهی.
بیت چهارم:
معنای بیت چهارم:
دل من تصویر نام تو را همچون محرابی برای تسبیح در عالم وجود قرار داده بود و تا سحر در حالیکه تسبیح میگفت تمام توجه خود معطوف به محراب (نام تو) کرده بود.
نکات و معانی:
تناسب: تسبیح، محراب.
تکرار: تسبیح، محراب.
بیت پنجم:
معنای بیت پنجم:
چشمانم میپرید، دوستانم از سر تفأل و دلخوشی به من گفتند که خبری خوش به تو خواهد رسید و چهرهی معشوق را خواهی دید، اما عاقبت مشخص شد که درون چشمهای من اشکی لرزان همچون جیوه بوده است، و لرزش چشمانم به خاطر وجود اشک بوده است نه نشان رسیدن خبری خوش!
نکات و معانی:
جَستن چشم: جَستن یا پریدن چشم در باور عامیانه نشانهی رسیدن خبری خوش میباشد.
نکته: با توجه به باور یاد شده همنشینان سعدی با دیدن پریدن چشم سعدی به او مژده دیدن معشوق را میدهند.
سیماب: جیوه، نشان لرزش و لرزان بودن، البته شاید بتوان این نکته هم در ارتباط یا معنی این بیت در نظر گرفت که در قدیم یکی از مجازاتی که انجام میدادهاند ریختن سیماب در گوش بوده است که منجر به ناشنوایی میشده است با توجه به این نکته شاید ریختن سیماب در چشم را نیز بتوان کنایه از کوری و نابینایی گرفت؛ به عبارتی سعدی بیان میکند که عاقبت چشمانم کور گشت و چهرهی معشوق را ندیدم! در غیر اینصورت میتوان سیماب را استعاره از اشک لرزان گرفت، که در هر دو صورت زیبا و شگفت است.
بیت ششم:
معنای بیت ششم:
در ابتدا عشق باور داشتم سرنوشت کاری بسیار شیرین و دلنشین برایم رقم زده است، کی گمان میکردم که در میان آن شهد زهر خالص قرار گرفته است.
نکات و معانی:
نکته: نکته قابل توجه در این بیت جابه جایی صفات در این بیت است؛ سعدی صفت آلوده را برای شهد و صفت ناب را برای زهر به کار برده است، در حالی که در شکل طبیعی گفتار شهد ناب و زهرآلود گفته میشود.
بیت هفتم:
معنای بیت هفتم:
این بار سعدی به سختی در دریای عشق فرو افتاده است؛ چرا که (دفعات پیشین)حداقل از لحاظ صبر و شکیبایی کمی تحمل و بردباری داشت.
نکات و معانی:
این ره: این بار.
دریای عشق: اضافه تشبیهی.
اول آخر: لااقل، حداقل.

13 دیدگاه روشن دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت
سلام دوست عزیز
شما با این تفسیر تون از بیت دیده ام می جست !!!!!!!!
نمیدونم چرا باید راجع به چیزی که نمی دونیم باید اظهار نطرکنیم؟؟؟؟؟؟
درود بر شما
آفرین بر انتخاب های زیباتون در غزلیات زیبا و ناب پادشاه ملک سخن و همچنین تعبیر و بیان معانی زیبا
بسیار لذت بردم استفاده کردم.
سلام
خوب بود. ممنون و خداقوت
فقط بیت دوم رو باید به یکی از دو فرم زیر بنویسید (در نسخه های معتبر به این دو شکل آمده):
نز تفکر عقل مسکین جایگاه عقل شد، نز پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت
یا
در تفکر عقل مسکین پایمال عشق شد، با پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت
سلام ممنون از لطف شما
بیت پنجم بنظر من درست نیست و با هم جور در نمی اید
اگر به جای دیده ام می جست پریدن….
بکوئیم دیده ام می جست ( جستجو می کرد ) گفتندم نبینی روی دوست ( هرگز روی حضرت حق را نمی بینی )
عاقبت معلوم کردم کاندر او سیماب داشت کنایه از اینه هست و تصویر خودت را در حضرت حق خواهی دید مانند داستان سیمرغ حضرت عطار
چقدر درست بود تفسیر شما ، ممنون
من هم کاملن با شما همراه و هم نظرم، این خوانش خیلی روشن تر است و معنا و تصویر زیباتری هم ارائه میده.
سلام استاد، انصافا تفسیر به این زیبایی تاکنون ندیده بودم من برای معنی یک بیت جستجو زدم اما حالا فهمیدم هیچی نمیدانستم واقعا این تعبیر و تفسیر بی نظیر دنیایی دارد استاد دستت طلا،
لطف دارید
عالی بود. لذت بردم. ممنون
سپاسگزارم
سپاس از دیده باریک بین حضرتعالی کلک هنرمند شما چه لایه های زیبایی از این جواهر شعر حضرت اجل به تصویر میکشد.
هزاران سپاس که انگبین دانشتان شربت درک معنی را درکام دل جانمان گواراتر نمود
سپاسگزارم از مهر و محبتتان