الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی
الا یـــا ایــهـا السـاقـی ادر کـأسـا و نـاولـهــا
کـه عشق آسان نمود اول ولـی افتاد مشکل‌ها
بـه بـوی نـافـه‌ای کـاخـر صـبا زان طره بگشاید
ز تاب جَعد مُشکینش چه خـون افتاد در دل‌ها
مـرا در منـزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جـرس فریــاد مـی‌دارد کـه بـربندید محمل‌ها
بـه مـی سجاده رنگیـن کن گرت پیر مغان گوید
کـه سـالـک بـی‌خبـر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
شـب تـاریـک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کـجـا دانـنـد حـال مـا سـبـکـبـاران ساحل‌ها
هـمـه کـارم ز خـود کـامی به بدنامی کشید آخر
نـهـان کـی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
حضوری گـر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
مـتـی مـا تـلـق من تهـوی دع الدنیا و اهملها

بیت نخست:

الا یـــا ایــهـا السـاقـی ادر کـأسـا و نـاولـهــا
کـه عشق آسان نمود اول ولـی افتاد مشکل‌ها

معنای بیت نخست:

هان ای ساقی جام شراب را به گردش درآور و به من بده؛ چرا که عشق در ابتدا آسان در نظرم جلوه‌گر شد اما در پایان دشوار و سخت شد.

معانی و نکات:

الا یا ایها الساقی: هان ای ساقی.

أدر: بگردان.

کأس: کاسه، جام شراب.

ناولها: آن (جام) را بده.

نمودن: نشان دادن، جلوه دادن.

تضاد: آسان و مشکل.

نکته: نکته قابل توجه و برجسته که در سرتاسر این غزل وجود دارد و دوست دارم همین ابتدا آن را خدمت شما عرض کنم، استفاده هوشمندانه و شگفت خواجه از “ها” در انتهای بیت‌ها می‌باشد؛ چرا که با این کار (استفاده از مصوت بلند آ ) حافظ گویی می‌خواهد نشانی از “آه کشیدن” در ذهن مخاطب برجا بگذارد، و چقدر تناسب شگفتی دارد با معنای مصراع دوم.

بیت دوم:

بـه بـوی نـافـه‌ای کـاخـر صـبا زان طره بگشاید
ز تاب جَعد مُشکینش چه خـون افتاد در دل‌ها

معنای بیت دوم:

به امید آنکه بالاخره باد صبا بتواند از زلف پر پیچ و تاب و مشک‌آلود معشوق عطر خوشی همچون نافه بیاورد چه خون‌ها که در دل‌ها افتاد.

معانی و نکات:

بو: ایهام تناسب دارد؛ ۱. به امید ۲. رایحه و عطر که با مشک و نافه تناسب دارد.

نافه: کیسه ای مشکین به اندازه ٔ تخم مرغی که زیر پوست شکم آهوی ختا  نر قرار دارد ودر آن مشک وجود دارد؛ در اینجا استعاره از بوی خوشبوی زلف معشوق.

نافه گشایی کردن: گشودن سر نافه و پراکندن بوی خوش.

کاخر: که آخر، سرانجام.

صبا: بادی است که از زیر عرش می خیزد و آن به وقت صبح می وزد. بادی لطیف و خنک است ،نسیمی خوش دارد و گل‌ها از آن بشکفد و عاشقان راز با او گویند؛ در حقیقت این نسیم پیک میان عاشق و معشوق است و عاشق با این نسیم گفتگو می‌کند و حرف دل خود را به او می‌زند تا به گوش معشوق برسد، همچنین عطر دل‌انگیز باد صبا یادآور بوی خوش معشوق است و نشان از او دارد.

تاب: پیچ و خم.

جعد: موی پیچیده و شکن در شکن.

مُشکین: سیاه و خوشبو همچون مشکین.

خون در دل افتادن: کنایه درد و رنج فراوان کشیدن.

نکته: نکته قابل توجه در این بیت این است که بنا به باور پیشینیان، خونی که وارد ناف آهو می‌شود تبدیل به مشک خواهد شد، از این جهت، آهو را می‌گرفتند و دست به شکم او می‌کشیدند تا خون وارد ناف شود و به مشک تبدیل شود.(اشاره حافظ به این موضوع کاملا زیبا و هنرمندانه است).

بیت سوم:

مـرا در منـزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جـرس فریــاد مـی‌دارد کـه بـربندید محمل‌ها

معنای بیت سوم:

من چگونه می‌توانم در منزل معشوق(دنیا) با امنیت به عیش و عشرت بپردازم؛ چرا که هردم بانگی بر می‌­آید و می‌گوید که برای رفتن و کوچ کردن خود را آماده کنید.

معانی و نکات:

منزل جانان: استعاره از دنیا.

امن عیش: اضافه اقترانی؛ آسایش زندگانی.

جرس: درای، زنگی که به گردن شتر بسته می‌شد تا حرکت کاروان را خبر دهد؛ در اینجا استعاره از لحظه‌ی کوچ و رهسپار شدن از این دنیا.

فریاد داشتن: خبر دادن به آواز.

محمل: کجاوه و هودج.

بربستن محمل: کنایه از آماده شدن برای رفتن از این دنیا.

سجع: منزل و محمل.

تناسب: دم و فریاد.

بیت چهارم:

بـه مـی سجاده رنگیـن کن گرت پیر مغان گوید
کـه سـالـک بـی‌خبـر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

معنای بیت چهارم:

اگر پیرمغان به تو گوید که سجاده‌ات را با شراب بیارای، بپذیر و انجام بده؛ چرا که رهرو راه خدا از آداب و رسوم مراحل طریقت به خوبی آگاه هست.

معانی و نکات:

رنگین کردن: آراستن.

گرت: اگر به تو.

پیرمغان: پیر میکده.

سالک: رهرو راه خدا، مراد از سالک در اینجا همان پیرمغان است.

تناسب: راه و منزل.

تضاد: می و سجاده.

نکته ۱: استفاده از فعل رنگین کردن سجاده با شراب طنز آمیز و هوشمندانه است؛ چرا که قاعدتا باید از فعل آلوده کردن یا حداقل آغشتن استفاده می‌شد اما خافظ به زیرکی از رنگین کردن بهره برده است.

نکته ۲: بیت به اطاعت محض و بی‌چون و چرا از پیر در طریقت اشاره دارد.

شب تاریک و بیم موج

بیت پنجم:

شـب تـاریـک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کـجـا دانـنـد حـال مـا سـبـکـبـاران ساحل‌ها

معنای بیت پنجم:

ما در شبی تاریک و ظلمانی گرفتار شده‌ایم و از طرفی در گردابی سهمناک افتاده‌ایم و نگران خیزش موج‌های سهمگین هستیم؛ کسانی که با فراغ بال، آسوده خاطر بر ساحل آرمیده‌اند چگونه امکان دارد که حال ما را درک ­کنند.

معانی و نکات:

هایل: ترسناک.

سبکبار: آسوه خاطر.

تناسب: موج، گرداب، ساحل.

تناسب: بیم و هایل.

همآوایی: هایل و حال و ساحل.

بیت ششم:

هـمـه کـارم ز خـود کـامی به بدنامی کشید آخر
نـهـان کـی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

معنای بیت ششم:

از بس گرفتار برآوردن آرزوی خود می‌باشم، بالاخره رسوا و بدنام شدم؛ چگونه امکان دارد وقتی برای گفتگو از رازی محفل تشکیل داده‌اند، آن راز پوشیده و پنهان باقی بماند.

معانی و نکات:

خودکام: کسی که به میل خود عمل کند و به نصیحت دیگران گوش ندهد.

جناس: کار و کام.

جناس: کام و نام.

محفل: مجلس.

بیت هفتم:

حضوری گـر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ
مـتـی مـا تـلـق من تهـوی دع الدنیا و اهملها

معنای بیت هفتم:

حافظ، اگر خواستار حضور در پیشگاه معشوق هستی، هرگز برای لحظه­ای از او غایب مشو؛ هرگاه به کسی که او را دوست داری، رسیدی، دنیا را رها کن و واگذار.

معانی و نکات:

حضور: اطلاحی است عرفانی به معنای داشتن حضور قلب در پیشگاه خداوند و روی برگرداندن از هر آنچه غیر خداست.

غیب: مقابل حضور؛ اصطلاحی عرفانی.

متی: وقتی که.

تلق: ملاقات کردی.

من: کسی که.

تهوی: دوست داری.

دع: واگذار کردن.

اهمل: رها کردن.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!