تفسیر شعر واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند
مشکلـی دارم ز دانشـمنـدِ مجلـس بازپرس
توبه فرمـایـان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟
گــویــیــا بـــاور نـمـی‌دارنــد روزِ داوری
کایـن همه قَلب و دَغَل در کارِ داور می‌کنند
یا رب این نودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان
کاین همه نـاز از غلامِ تُـرک و اَسْتَر می‌کنند
ای گــدایِ خانـقـه بَـرْجَـه که در دیـرِ مغان
می‌دهند آبـی که دل‌هـا را تـوانگـر می‌کنند
حُسـنِ بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کُشد
زمـره دیگـر به عشق از غیب سر بَر می‌کنند
بـر درِ میـخانه عشـق ای مَلَک تسبیح گوی
کانـدر آنـجــا طیـنـتِ آدم مُخَمَّـر می‌کنند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت
قدسیـان گویی کـه شعرِ حافظ از بَر می‌کنند

بیت نخست:

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند

معنای بیت نخست:

نصیحت­‌گویان که چنین خود را پاک و مطهر در محراب و منبر نشان می­‌دهند در خلوت کاری بر خلاف گفته‌­های خود انجام می­‌دهند.

نکات و آرایه های ادبی:

واعظ: نصیحت­‌گو.

جناس: جلوه، خلوت.

تضاد:جلوه و خلوت.

تناسب: واعظ، محراب، منبر.

نکته: یکی از رندانه ترین ناسزاهایی که در طول تاریخ زبان و ادبیات فارسی به ریاکاران گفته شده است این بیت حافظ است و تمام زیبایی این ناسزا نیز از آنجا شروع می­‌شود که حافظ هیچ ناسزایی نگفته است. اجازه بدهید واضح­تر این مطلب را بیان کنم حافظ در مصراع دوم تنها  به این گفته بسنده می کند “آن کار دیگر می­‌کنند” چنانچه می بینید حافظ عملا هیچ حرف خاصی نزده است اما در واقع عبارت “آن کار دیگر” گویی همانند “نقطه چین” عمل می‌­کند چرا که ذهن خواننده به طور ناخودآگاه آن نقطه چین را پُر می کند در حالی که در واقعیت حافظ هیچ ناسزایی نگفته است.

بیت دوم:

مشکلـی دارم ز دانشـمنـدِ مجلـس بازپرس
توبه فرمـایـان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟

معنای بیت دوم:

سوالی دارم از دانشمند مجلس این نکته را بپرس: چرا کسانی که مردم را  وادار به توبه و پرهیزگاری می­‌کنند خود هرگز توبه نمی­‌کنند.

نکات و آرایه های ادبی:

مشکل داشتن: سوال داشتن.

نکته: مصراع دوم احتمالا اشاره به آیه‌­ی ۴۴ سوره بقره دارد: أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ ۚأَفَلَا تَعْقِلُونَ.

توبه کمتر می­‌کنند: هرگز توبه نمی­‌کنند.

بیت سوم:

گــویــیــا بـــاور نـمـی‌دارنــد روزِ داوری
کایـن همه قَلب و دَغَل در کارِ داور می‌کنند

معنای بیت سوم:

مثل اینکه هرگز به روز قیامت اعتقادی ندارند چرا که مشغول این همه نیرنگ و تقلب در کار خداوند هستند.

نکات و آرایه های ادبی:

روز داوری: روز قیامت.

قلب: تقلب و وارونه جلوه دادن.

دغل: مکر و فریب.

داور: خداوند.

بیت چهارم:

یا رب این نودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان
کاین همه نـاز از غلامِ تُـرک و اَسْتَر می‌کنند

معنای بیت چهارم:

خداوندا این تازه به دوران رسیده ها را به جایگاه قبلی خودشان بازگردان چرا که امروزه به واسه داشتن چند غلام ترک و چند چارپا  به همه فخر می فروشند و خود را برتر از همه می دانند.

نکات و آرایه های ادبی:

نو دولت: تازه به دوران رسیده.

استر: چارپا.

تناسب: خر، استر.

با خر خودشان نشان: به جایگاه قبلی خود باز گردان.

بیت پنجم:

ای گــدایِ خانـقـه بَـرْجَـه که در دیـرِ مغان
می‌دهند آبـی که دل‌هـا را تـوانگـر می‌کنند

معنای بیت پنجم:

ای کسی که در خانقاه به گدایی رسیده ای از آن جا برخیز و به سمت دیر مغان برو و ببین که در آنجا به تو شرابی می دهند که به واسطه خوردن آن دل تو ثروتمند و غنی خواهد شد.

نکات و آرایه های ادبی:

خانقه: خانقاه؛ محل عبادت صوفیان.

برجه: برخیز.

دیر مغان: محل عبادت زرتشتیان.

آب: استعاره از شراب.

تضاد: گدا و توانگر.

بیت ششم:

حُسـنِ بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کُشد
زمـره دیگـر به عشق از غیب سر بَر می‌کنند

معنای بیت ششم:

زیبایی نامتناهی خداوند هر چند که عاشقان خود را می­‌کشد اما باز گروهی دیگر از عالم غیب آشکار می‌­شوند و عاشقانه آماده جان‌فشانی در راه او می­‌شوند.

نکات و آرایه های ادبی:

زمره: گروه.

غیب: جهان ناپیدا.

سر بر می­کنند: آشکار می‌­شوند.

بیت هفتم:

بـر درِ میـخانه عشـق ای مَلَک تسبیح گوی
کانـدر آنـجــا طیـنـتِ آدم مُخَمَّـر می‌کنند

معنای بیت هفتم:

ای فرشتگان به سراغ میخانه عشق بروید و در آنجا خداوند را به پاکی ستایش کنید چرا که در آنجا گل وجود آدمی را ورز می دهند.

نکات و آرایه های ادبی:

ملک: فرشته.

طینت: گِل.

مُخَمَّـر : تخمیر کردن، وَرز دادن.

نکته: بیت فوق از لحاظ معنایی یادآور بیت زیر است:

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند            گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند.

بیت هشتم:

صبحدم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت
قدسیـان گویی کـه شعرِ حافظ از بَر می‌کنند

معنای بیت هشتم:

هنگام صبح از عرش الهی بانگ و فریادی می آمد جبرییل گفت: مثل اینکه فرشتگان مشغول حفظ کردن شعر حافظ هستند.

نکات و آرایه های ادبی:

عقل: عقل اول یا همان جبرییل.

قدسیان: ملایکه، ساکنان عالم ملکوت.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!