چون است حال بستان ای باد نوبهاری

باد نوبهاری
چـون اسـت حـال بستان، ای بـاد نوبهاری؟
کــز بـلـبـلـان بـرآمـد فــریــادِ بــی‌قراری
ای گـنـج نـوشـدارو بـا خستـگان نگـه کن
مـرهـم بـه دست و مـا را مجروح می‌گذاری
یـا خـلـوتی بـرآور یــا بُــرقـعی فـرو هِـل
ور نـه بـه شکل شیرین شور از جهـان برآری
هــر سـاعـت از لـطـیـفی رویت عرق برآرد
چـون بــر شـکـوفـه آیـد بـاران نـوبـهـاری
عـود است زیــر دامـن یــا گُـل در آستینت
یـا مُـشک در گـریـبـان بـنـمای تا چه داری
گُـل نـسـبـتـی نـدارد بـا روی دلـفـریـبـت
تـو در مـیـان گُـل‌ها، چـون گُـل میان خاری
وقـتـی کـمـنـد زلـفـت دیـگـر کـمـان ابرو
ایـن می‌کَـشد بـه زورم وآن می‌کُشد به زاری
ور قـیـد مـی‌گـشـایی وحـشـی نمی‌گـریـزد
در بـنـد خـوبـرویـان خـوشـتـر که رستگاری
ز اول وفـا نُـمـودی چـنـدان کـه دل ربودی
چون مهر سخت کـردم سست آمدی به یاری
عـمـری دگــر بـبـایـد بـعـد از فـراق ما را
کایـن عـمـر صـرف کـردیـم انــدر امیدواری
تـرسـم نـمـاز صـوفـی بـا صـحبت خیالت
بـاطـل بـود کـه صـورت بـر قـبـله می‌نگاری
هـر درد را کـه بینی درمان و چاره‌ای هست
درمـان درد سـعـدی: بـا دوسـت سـازگـاری

بیت نخست:

چـون اسـت حـال بستان، ای بـاد نوبهاری؟
کــز بـلـبـلـان بـرآمـد فــریــادِ بــی‌قراری

معنای بیت نخست:

ای  نسیم و باد نوبهاری، حالِ گل‌­های  باغ چگونه است؟ چرا که  بلبل‌های عاشق  دیگر توان صبر ندارند و فریادی، به نشان بی­قراری سر داده‌­اند.

نکات و معانی:

نکته: باد، نسیم و… در ادبیات پیک و خبر رسان میان عاشق و معشوق هستند.

فریاد بی­قراری: اضافه اقترانی.

بیت دوم:

ای گـنـج نـوشـدارو بـا خستـگان نگـه کن
مـرهـم بـه دست و مـا را مجروح می‌گذاری

معنای بیت دوم:

ای معشوقی که درمان تمام دردها  در وجود توست، نگاه و عنایتی به مجروحان خود کن، داروی تمام دردها را در دست داری، اما ما را مجروح و زخمی رها می­کنی.

نکات و معانی:

گنج نوشدارو: استعاره از معشوق.

نوشدارو: پادزهر.

خسته: مجروح، زخمی.

مرهم: ضماد، هر دارویی که روی زخم بگذارند تا بهبود یابد.

گذاشتن: رها کردن.

تناسب معنایی: خسته و مجروح.

بیت سوم:

یـا خـلـوتی بـرآور یــا بُــرقـعی فـرو هِـل
ور نـه بـه شکل شیرین شور از جهـان برآری

معنای بیت سوم:

یا خلوتی  فراهم کن و تنها عاشقانت را بدان راه بده، و یا رو بندی بر روی صورت خود قرار ده؛ وگرنه  چنین که آشکارا خود را نشان داده‌ای(ایهام: ۱. به طرز شیرین و دلنشینی، ۲. به شکل شیرین معشوق خسرو پرویز ) دنیا را به آشوب و غوغا می‌کشانی.

نکات و معانی:

برقع: روبند زنان.

فروهِل: فروهشتن، آویختن نقاب ، پرده و ..

شکل شیرین: ایهام دارد:۱. طرز شیرین و دلنشین،۲. به صورت شیرین معشوق خسرو پرویز.

ایهام تضاد: شور، معنای اصلی: غوغا، معنای دوم: مزه شور که با مزه شیرین در تضاد است.

تضاد: برآور و فروهل.

تضاد: در معنای خلوت و جهان؛ خلوت دلالت بر پنهان بودن می‌کند اما جهان دلالت بر آشکار بودن می‌کند.

بیت چهارم:

هــر سـاعـت از لـطـیـفی رویت عرق برآرد
چـون بــر شـکـوفـه آیـد بـاران نـوبـهـاری

معنای بیت چهارم:

همانگونه که باران نوبهاری بر روی شکوفه‌های لطیف می‌نشیند، هر لحظه، از شدت لطیفی، از صورت تو عرق می‌تراود.

نکات و معانی:

ساعت: لحظه.

نکته: مصراع اول مشبه، مصراع دوم مشبه به.

بیت پنجم:

عـود است زیــر دامـن یــا گُـل در آستینت
یـا مُـشک در گـریـبـان بـنـمای تا چه داری

معنای بیت پنجم:

عود در زیر دامن خود پنهان کرده‌ای یا گل در آستین خود گذاشته‌ای که چنان خوشبو و معطر هستی؟ یا شاید مشک در گریبان خود نهاده­ای؛ به من نشان بده که چه داری که چنین خوشبو و خواستنی هستی؟

نکات و معانی:

نکته: صنعت تجاهل العارف در کل بیت وجود دارد.

عود: چوبی سیاه رنگ است که چون در آتش سوزند بوی خوش دهد.

عود در زیر دامن: شنیده‌ام در قدیم مردم بعد از سوزاندن عود، خود را بر روی دود آن قرار می­داده‌اند تا خوشبو و معطر شوند.

گل در آستین: در قدیم جیبی در آستین بود که در آن چیزهایی می‌گذاشتند؛ به عنوان مثال همین که سعدی می­گوید: گل در آستین می­نهاده‌اند تا بوی خوش دهند.

مشک: ماده‌ای خوشبو، ماده ای با عطر نافذ و پایدار که از کیسه ای در زیر شکم نوعی آهوی نر به دست می آید.

مشک در گریبان: جهت خوشبو کردن خود مشک را درون گریبان خود قرار می­داده‌اند.

نکته: نکته شگفت و عجیب در این بیت هنرنمایی سعدی است که برای اینکه بیان کند تمام وجود معشوقم معطر و خوشبوست از هر قسمت اندام او مثالی می­زند؛ دامن، آستین و گریبان.

بیت ششم:

گُـل نـسـبـتـی نـدارد بـا روی دلـفـریـبـت
تـو در مـیـان گُـل‌ها، چـون گُـل میان خاری

معنای بیت ششم:

گل که نماد زیبایی است با چهره‌ی دلفریب تو هیچگونه نسبتی ندارد و قابل و مقایسه با صورت تو نیست؛ در واقع هنگامی که تو در میان گل‌ها هستی مثل این است که گلی در میان خار روییده باشد.

نکات و معانی:

تکرار: گل.

تشبیه تفضیل در سراسر بیت.

بیت هفتم:

وقـتـی کـمـنـد زلـفـت دیـگـر کـمـان ابرو
ایـن می‌کَـشد بـه زورم وآن می‌کُشد به زاری

معنای بیت هفتم:

زمانی کمند زلفت  مرا با قدرت به سوی دام عشق می­کشاند و زمانی دیگر کمان ابرویت مرا به سختی می‌کُشد و هلاک می‌کند.

نکات و معانی:

اضافه تشبیهی: کمند زلف، کمان ابرو.

جناس: می‌کَشد و می‌کُشد.

جناس: زور و زار.

بیت هشتم:

ور قـیـد مـی‌گـشـایی وحـشـی نمی‌گـریـزد
در بـنـد خـوبـرویـان خـوشـتـر که رستگاری

معنای بیت هشتم:

اگر زمانی بند و قید (عشق خود را) باز کنی، حتی کسانی که ذاتا گریزنده و رمنده هستند، از پیش تو فرار نمی‌کنند؛ چرا که آدمی اگر اسیر زیبارویان باشد، دلپذیرتر است که آزاد و رها باشد.

نکات و معانی:

تناسب معنایی: قید و بند.

تضاد: قید گشادن، در بند بودن.

بیت نهم:

ز اول وفـا نُـمـودی چـنـدان کـه دل ربودی
چون مهر سخت کـردم سست آمدی به یاری

معنای بیت نهم:

در ابتدا که مرا عاشق خود ساختی، اظهار وفاداری کردی، اما همین که سرسختانه دلباخته تو شدم، در کار عشق و عاشقی سست شدی.

نکات و معانی:

نمودن: نشان دادن.

دل ربودن: عاشق کردن.

تضاد: سخت و سست.

بیت دهم:

عـمـری دگــر بـبـایـد بـعـد از فـراق ما را
کایـن عـمـر صـرف کـردیـم انــدر امیدواری

معنای بیت دهم:

بعد از جدایی ، احتیاج به عمر و زندگی دیگری داریم، چرا که این عمر و زندگی را در راه انتظار و امیدواری خرج کردیم.

نکات و معانی:

تکرار: عمر.

بباید: لازم است.

بیت یازدهم:

تـرسـم نـمـاز صـوفـی بـا صـحبت خیالت
بـاطـل بـود کـه صـورت بـر قـبـله می‌نگاری

معنای بیت یازدهم:

یقین دارم که نماز صوفی در حالیکه تصویر تو همنشین اوست، باطل است؛ چرا که تو تصویر چهره‌ی خود را بر قبله‌ی او نگاشته‌ای.

نکات و معانی:

ترسم: یقین دارم؛ آرایه کم گرفت.

صحبت: همنشینی، ایهام: ۱:همنشینی، ۲:گفتگو.

همآوایی: صوفی، صورت.

نکته: صحبت کردن در میان نماز سبب ابطال آن می‌شود که سعدی نگاهی هنری بدان کرده است و معتقد است که صوفی که این همه ادعای دینداری دارد در هنگام نماز، صورت معشوق را بر قبله می‌بیند.

بیت دوازدهم:

هـر درد را کـه بینی درمان و چاره‌ای هست
درمـان درد سـعـدی: بـا دوسـت سـازگـاری

معنای بیت دوازدهم:

تمام دردها، درمان و چاره­ای دارد؛ درمان درد سعدی نیز این است که با خوی و خواسته‌ی معشوق خود همراهی کند.

نکات و معانی:

تکرار: درمان و درد.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!