نماز شام غریبان چو گریه آغازم

نماز شام غریبان چو گریه آغازم
نـمـاز شـام غـریـبـان چـو گـریـه آغازم
بـه مـویـه‌هـای غـریـبـانه قصه پردازم
بـه یـاد یـار و دیـار آن چنـان بگریم زار
کـه از جـهـان ره و رسـم سفـر براندازم
مـن از دیـار حبـیـبـم نـه از بلاد غـریب
مُـهَـیـمِنا بـه رفـیقان خـود رسان بازم
خـدای را مـددی ای رفـیـق ره تــا من
به کــوی میـکـده دیـگر عَـلَـم برافرازم
خـرد ز پـیـری مـن کـی حسـاب برگیرد
کـه بـاز بـا صنمی طـفل عشق می‌بازم
بـجـز صـبـا و شـمالم نمی‌شنـاسد کس
عـزیز من که بـه جز باد نیست دمسازم
هـوای مـنـزل یـار آب زنـدگانـی ماست
صـبـا بـیـار نـسـیـمی ز خـاک شیرازم
سرشکم آمـد و عیبم بگفت روی به روی
شـکـایـت از کـه کنم خانگیست غمازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت
غلام حـافـظ خوش لهجـه خوش آوازم

بیت نخست:

نـمـاز شـام غـریـبـان چـو گـریـه آغازم
بـه مـویـه‌هـای غـریـبـانه قصه پردازم

معنای بیت نخست:

هنگامی که نماز شام تنهایی و بی­‌کسی خود را با گریه آغاز می­کنم، با ناله و زاری­‌های غریب، داستان فراق و جدایی خود را شرح می­‌دهم.

نکات و معانی:

نماز شام: نماز مغرب.

مویه: گریه و زاری.

قصه پرداختن: سرگذشت و داستانی را بیان کردن.

جناس: غریبان و غریبانه.

بیت دوم:

بـه یـاد یـار و دیـار آن چنـان بگریم زار
کـه از جـهـان ره و رسـم سفـر براندازم

معنای بیت دوم:

به یاد و خاطر دوست و وطن خود آن چنان درمانده خواهم گریست، تا در جهان راه و رسم سفر و مسافرت را از بین ببرم.

نکات و معانی:

جناس: یاد، یار، دیار.

جناس: یار، زار.

بیت سوم:

مـن از دیـار حبـیـبـم نـه از بلاد غـریب
مُـهَـیـمِنا بـه رفـیقان خـود رسان بازم

معنای بیت سوم:

حقیقتا، من متعلق به سرزمین دوست هستم نه از سرزمین بیگانگی و بی­‌کسی، ای خدای ایمنی دهنده مرا به پیش دوستان خودم برگردان.

نکات و معانی:

حبیب: دوست.

تناسب معنایی: دیار و بلاد.

مُهَیمِنا: از اسامی خداوند است؛ خدای ایمنی بخش.

بیت چهارم:

خـدای را مـددی ای رفـیـق ره تــا من
به کــوی میـکـده دیـگر عـلـم برافرازم

معنای بیت چهارم:

ای رفیق راه، به خاطر خدا کمکی کن تا من بتوانم بار دیگر  در کوی میکده حاضر شوم.

نکات و معانی:

خدای را: به خاطر خدا.

دیگر: دوباره.

علم برافراختن: حضور به هم رساندن، اعلام حضور کردن، آشکار ساختن.

بیت پنجم:

خـرد ز پـیـری مـن کـی حسـاب برگیرد
کـه بـاز بـا صنمی طـفل عشق می‌بازم

معنای بیت پنجم:

خرد چه زمانی می‌­خواهد پیری و سال­خوردگی مرا به حساب بیاورد، چرا که هنوز من با طفلی زیبارو مشغول عشق بازی هستم.

نکات و معانی:

حساب برگرفتن: حساب کردن، برشمردن.

صنم: معشوق، زیبارو.

تضاد: پیر و طفل.

تضاد: خرد و عشق.

بیت ششم:

بـجـز صـبـا و شـمالم نمی‌شنـاسد کس
عـزیز من که بـه جز باد نیست دمسازم

معنای بیت ششم:

ای عزیز من، به جز باد هیچگونه همدم و دمسازی ندارم، از این رو به جز باد صبا و نسیم شمال هیچ­کس دیگر مرا نمی­‌شناسد.

نکات و معانی:

صبا و شمال: نام  دو باد.

دمساز: همدم.

ایهام تناسب: واژه دم در ترکیب دمساز را می­توان با صبا و شمال که نام دو باد هستند، ایهام تناسب به حساب آورد.

نکته:مصراع دوم بیت را شاید بتوان به شکل دیگری نیز خواند، بدین ترتیب که خواجه با طنزی تلخ بیان می­‌کند که: چقدر عزیز و گرامی هستم من که تنها همدم و دمسازم باد هست!

بیت هفتم:

هـوای مـنـزل یـار آب زنـدگانـی ماست
صـبـا بـیـار نـسـیـمی ز خـاک شیرازم

معنای بیت هفتم:

هوای کوی یار همچون آب حیات برای ما زندگی بخش است، ای باد صبا نسیمی از خاک شیراز برای من بیاور.

نکات و معانی:

تناسب: هوا، آب، صبا، نسیم، خاک.

آب زندگانی: آب حیات بخش.

بیت هشتم:

سرشکم آمـد و عیبم بگفت روی به روی
شـکـایـت از کـه کنم خانگیست غمازم

معنای بیت هشتم:

اشکم سراریز شد و عیب من را (عاشق بودن  ) آشکارا بیان کرد، هنگامی که سخن چین درون خانه خودم می­‌باشد از چه کسی شکایت کنم.

نکات و معانی:

سرشک: اشک.

روی به روی: آشکارا.

غماز: سخن چین.

بیت نهم:

ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت
َغلام حـافـظ خوش لهجـه خوش آوازم

معنای بیت نهم:

هنگام صبح، از ستاره زهره با صدای چنگ این نکته را شنیدم که می­‌گفت: من بنده و غلام حافظ خوش زبان و خوش صدا هستم.

نکات و معانی:

زهره: خنیاگر فلک.

خوش لهجه: خوش زبان.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!