از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

 از خون دل نوشتم

از خـون دل نـوشتــم نـزدیکِ دوست نامه
اِنی رَأیتُ دَهراً مِن هِجرِکَ القِیامَه
دارم مـن از فـراقش در دیـده صـد عـلامت
لَیسَت دُمُـوعُ عَینِی هذَا لَنا العَلامَه
هـر چـنـد کـآزمــودم، از وی نـبـود سـودم
مَن جَرَّبَ المُجَرَب حَلَّت بِهِ النَّدامَه
پـرسیـدم از طبـیـبـی احـوالِ دوسـت، گفتا:
فِی بُعدِهَا عَذابٌ، فِی قُربِهَا السَّلامَه
گفتـم ملامـت آیـد گَـر گـِردِ دوسـت گـردم
وَ اللهِ مـا رَأیـنـا حُـبـّاً بِـلا مَـلامَه
حافظ چـو طالب آمد جامی به جان شیرین
حتّـی یَذُوقَ مِنـهُ کَأساً مِنَ الکَرامَه

جالب است بدانید حافظ در سرودن این غزل به استقبال غزل سنایی با مطلع زیر رفته است:

دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
قالَت: رَای فُوادِی مِن هِجرِکَ القِیامَه

بیت نخست:

از خـون دل نـوشتــم نـزدیکِ دوست نامه
اِنی رَأیتُ دَهراً مِن هِجرِکَ القِیامَه

اِنی رَأیتُ دَهراً مِن هِجرِکَ القِیامَه: همانا روزگار را در دوری و فراق تو همانند قیامت دیدم.

معنای بیت نخست:

با خون دل خویش برای معشوق نامه‌ای بدی مضمون نوشتم: همانا در دوری از تو روزگار برای من همچون قیامت شده است.

بیت دوم:

دارم مـن از فـراقش در دیـده صـد عـلامت
لَیسَت دُمُـوعُ عَینِی هذَا لَنا العَلامَه

فراق: دوری.

لَیسَت دُمُـوعُ عَینِی هذَا لَنا العَلامَه: این‌ها اشک‌های چشمانم نیست، بلکه نشان و علامتی است برای ما.

معنای بیت دوم:

به خاطر دوری از معشوق صدها نشان در چشمان خویش دارم؛ این­ اشک‌های چشمانم نیست، بلکه نشان و علامتی است از عشق ما.

بیت سوم:

هـر چـنـد کـآزمــودم، از وی نـبـود سـودم
مَن جَرَّبَ المُجَرَب حَلَّت بِهِ النَّدامَه

از وی نبود سودم: هیچ فایده و بهره‌ای برای من نداشت.

مَن جَرَّبَ المُجَرَب حَلَّت بِهِ النَّدامَه: هر کس آزموده را بیازماید، دچار پشمانی خواهد شد.

معنای بیت سوم:

هر چقدر او را امتحان کردم، هیچ فایده و بهره‌ای برای من نداشت؛ آری، هر کس آزموده‌ای را بیازماید دچار پشیمانی و ندامت خواهد شد.

بیت چهارم:

پـرسیـدم از طبـیـبـی احـوالِ دوسـت، گفتا:
فِی بُعدِهَا عَذابٌ، فِی قُربِهَا السَّلامَه

فِی بُعدِهَا عَذابٌ، فِی قّربِهَا السَّلامَه: در دوری و فراقش عذاب و سختی است، در نزدیکی و وصالش سلامت و عافیت.

معنای بیت چهارم:

از طبیبی احوال یار را جویا شدم (که آیا نزدیکی و یا دوری از معشوق برای من خوب است یا نه؟) پاسخ داد: در دوری و فراقش عذاب و سختی است، در نزدیکی و وصالش سلامت و عافیت.

بیت پنجم:

گفتـم ملامـت آیـد گَـر گـِردِ دوسـت گـردم
وَ اللهِ مـا رَأیـنـا حُـبـّاً بِـلا مَـلامَه

ملامت: سرزنش.

جناس: گَر، گِرد، گَردم.

وَ اللهِ مـا رَأیـنـا حُـبـّاً بِـلا مَـلامَه: سوگند به خدا هیچ عشقی بدون سرزنش، ندیدم.

معنای بیت پنجم:

به خودم می‌گفتم اگر در اطراف معشوق بگردم مورد سرزنش و ملامت قرار می‌گیرم؛ به خدا سوگند هیچ عشقی را بدون سرزنش و ملامت ندیدم.

بیت ششم:

حافظ چـو طالب آمد جامی به جان شیرین
حتّـی یَذُوقَ مِنـهُ کَأساً مِنَ الکَرامَه

جناس: جام و جان.

حتّـی یَذُوقَ مِنـهُ کَأساً مِنَ الکَرامَه: تا اینکه از آن جام، باده­ای از بزرگواری و کرامت بنوشد.

معنای بیت ششم:

حافظ وقتی خواهان شد، حاضر شد که در بهای گرفتن جامی، جان شیرین خود را فدا کند، تا اینکه از آن جام، باده‌ای از عشق و کرامت بنوشد.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!