عیب رندان مکن

عیب رندان مکن
عیـب رنـدان مَکُن ای زاهـد پـاکیـزه سرشت
کــه گـنـاه دگـران بــر تــو نـخـواهـنـد نـوشت
مـن اگـر نیـکم وُ گـر بـد، تـو برو خود را باش
هــر کـسـی آن دِرَوَد عـاقـبـت کـار کــه کِـشـت
همه کس طالب یارند، چه هشیار و چه مست
همـه جـا خانه عشق است، چه مسجد چه کِنشت
ســر تـسـلـیـم مـن وُ خشت در میـکـده‌ها
مـدعـی گــر نکند فهــم سخن، گــو سَر و خِشت
نــا امــیــدم مَـکُن از سـابـقـه لـطـف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه مـن از پــرده تـقـوا بـه درافـتـادم و بس
پــدرم نـیــز بـهـشـت ابــد از دسـت بـِهِـشت
حـافظا روز اجــل گــر بــه کـف آری جـامی
یـک سـر از کــوی خــرابـات بـرنــدت به بهشت

بیت نخست:

عیـب رنـدان مَکُن ای زاهـد پـاکیـزه سرشت
کــه گـنـاه دگـران بــر تــو نـخـواهـنـد نـوشت

رند: شخصی گه در ظاهر انسان بدکار و قابل ملامت باشد اما در باطن انسانی نیک باشد. جهت مشاهده معنای کامل کلمه رند در نظر حافظ به اینجا مراجعه فرمایید.

زاهد: انسان پارسا و پرهیزگار.

پاکیزه سرشت: دارای سرشت و باطن پاک.

مصراع دوم اشاره به آیه ی قرآنی:  وَلَا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ.

نکته: طنز بیت در این است که حافظ زاهد را نصیحت می‌کند؛ قاعدتا زاهد باید دیگران را نصیحت کند، حافظ با یادآوری آیه‌ای از قرآن ره و رسم دینداری را به او می‌­آموزد.

نکته: حافظ در قائل شدن صفت پاکیزه سرشت برای زاهد نیز طنز و طعنه‌­ای به کار برده است؛ چرا که حافظ معمولا نگاهی مثبت به زاهد در دیوان خویش ندارد.

معنای بیت نخست:

ای زاهد و پارسای پاکیزه نهاد، دنبال عیب گیری از انسان های رند و قلندر نباش، چرا که خطا و گناه دیگران را به پای تو نمی‌­نویسند.

بیت دوم:

مـن اگـر نیـکم وُ گـر بـد، تـو برو خود را باش
هــر کـسـی آن دِرَوَد عـاقـبـت کـار کــه کِـشـت

تو برو خود را باش: سرت به کار خودت باشد، به فکر عاقبت خودت باش.

درود: درو کردن، برداشت کردن.

نکته: مصراع دوم تبدیل به ضرب المثل شده است.

معنای بیت دوم:

حافظ در ادامه‌ی بیت قبل بیان می­کند: ای زاهد من اگر انسان نیک و یا بدی هستم، تو برو به فکر خودت باش؛ زیرا در پایان هر کسی آن چیزی را که کاشته است برداشت می‌کند.

بیت سوم:

همه کس طالب یارند، چه هشیار و چه مست
همـه جـا خانه عشق است، چه مسجد چه کِنشت

کِنِشت: به عبادتگاه یهودیان گفته می‌شود، اما به طور کلی به عبادتگاه کافران نیز گفته می‌شده است.

نکته: در عرفان اسلامی بنا بر وسعت مشربی که وجود دارد خداوند را در همه جا می‌بینند و او را مختص جایگاه و مکان خاصی نمی­دانند.

معنای بیت سوم:

همه‌ی افراد مشتاق رسیدن به یار هستند چه انسان هشیار و چه انسان مست، همه‌­ی دنیا نیز منزل و مأوای عشق است چه مسجد و چه کنشت. به قول حافظ: هر جا که هست پرتوی روی حبیب هست.

بیت چهارم:

ســر تـسـلـیـم مـن وُ خشت در میـکـده‌ها
مـدعـی گــر نکند فهــم سخن، گــو سَر و خِشت

مدعی: انسان پرادعا، دروغگو، کسی که تنها ادعا می­کند.

سر و خشت: در جایی و محلی گفته می‌شود که شخص را سخنی گویند یا از روی مهربانی نصیحتی نمایند، او نشنود.(لغت نامه دهخدا) شبیه آنچه امروز گفته می‌­شود خاک بر سرت.

معنای بیت چهارم:

من سر خود را به نشانه تسلیم و رضایت بر خاک در میکده­‌ها فرود می‌آورم، اگر انسان پر ادعایی این سخن مرا فهم نمی‌کند به او بگو: خاک عالم بر سرت.

بیت پنجم:

نــا امــیــدم مَـکُن از سـابـقـه لـطـف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

لطف ازل: لطف و مهربانی خداوند در ابتدای آفرینش.

سابقه لطف ازل: سابقه لطف ازل می­تواند اشاره به آیه­ قرآن إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَىٰ أُولَٰئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ باشد.

نکته: اگر این ابیات را در ادامه خطاب حافظ به زاهد فرض کنیم طنز ابیات چند برابر می‌­شود چرا که حافظ به شیوه‌­ای دارد تمام آموزه­های دینی را به زاهد می‌آموزاند.

معنای بیت پنجم:

ای زاهد مرا از لطف و عنایت ازلی خداوند ناامید نکن؛ چرا که تو و هیچ­کس نمی‌داند که در پشت پرده غیب چه کسی نیک و پاکیزه هست و چه کسی بد و ناپسند درگاه الهی.

بیت ششم:

نه مـن از پــرده تـقـوا بـه درافـتـادم و بس
پــدرم نـیــز بـهـشـت ابــد از دسـت بـِهِـشت

اضافه تشبیهی: پرده تقوا؛ تقوا و پرهیزگاری به پرده­ای تشبیه شده است.

پدر: در اینجا مراد حضرت آدم، ابوالبشر است.

به در افتادن: بیرون افتادن.

تلمیح: اشاره به داستان رانده شدن آدم از بهشت به علت خوردن میوه ممنوعه.

از دست بِهِشت: از دست رها کردن. از مصدر هشتن.

جناس: بهشت و بِهِشت.

معنای بیت ششم:

تنها من از تقوا و پاکدامنی بیرون نیفتادم؛ پدرم آدم ابوالبشر نیز بهشت جاویدان را رها کرد و از آن بیرون آمد.

بیت هفتم:

حـافظا روز اجــل گــر بــه کـف آری جـامی
یـک سـر از کــوی خــرابـات بـرنــدت به بهشت

اجل: مرگ.

یک سر: یک راست.

کوی: محله.

خرابات: اصطلاحی عرفانی‌ست که معنایی چون شراب‌خانه، عبادت‌گاه، و ویرانه را دربردارد.

معنای بیت هفتم:

ای حافظ، تویی که تمام عمر در خرابات به سر برده‌ای اگر روز مرگ نیز در آنجا جام شرابی به دست آوری و مست از این دنیا بروی، از همان جا مستقیم تو را وارد بهشت می‌کنند.

12 دیدگاه روشن عیب رندان مکن

  • Avatar

    خیلی ممنون واقغا دسستتون درد نکنه خیلی قشنگ توضیح دادید. فقط یه سوال، در بیت سر تسلیم من و خشت در میکده ها چرا حافظ به نشانه ی تسلیم و رضایت سرش رو بر خشت در میکده فرود میاره یعنی چرا مثلا بر خشت مسجد فرو نمیاره ؟ خیلی ممنون از توجهتون

    • Avatar
      علی اکبر علیزاده

      با سلام
      کسی که به مسجد می رود و عبادت و اطاعت خدا را می کند انجام وظیفه می کند ولی کسی که با دیدن آثار و عظمت خدا بر روی زمین، عظمت خالق برایش متجلی می شود و از این لذت مست می شود محل عبادتش را میکده می نامد

    • Avatar

      بیت قبلش رو بخون. میگه همه جا، جای خداست فرقی نداره مسجد یا غیر مسجد. اینجوری که من فهمیدم

  • Avatar

    بنظر من به این علت که نقطه مقابل حکومت اسلامی زمان حافظ می خانه ها بوده که بسته شدن در عوض خانه تزویر و ریا برپا شد و حافظ برای اینکه نشان دهد هیچ وجه سر خم نمیکنه جلوی ظلم و جور مسلمین و زاهدان زمانش به میکده سجده میکنه

  • Avatar

    دکتر عالی تفسیر میکنید خیلی ساده و عامیانه

    لطفا ادامه بدید تمام اشعار حافظ به همین شیرینی تفسیر کنید

    تشکر فراوان

  • Avatar

    با سلام. ممنون بابت توضیحات و معانی خوبتون. فقط در بیت آخر و در مجموع مفهوم یا برداشت شخصی خود را بیان نکردید. به نظر بنده در مورد بیت آخر که بیت بسیار مهمی است منظور حضرت حافظ این بوده که اگر تنها در روز آخر دلی به دست آری ویا راه درست را بیابی لطف الهی شامل حالت خواهد شد. چرا که در بیت پنجم نیز حافظ به اعتقاد خویش نسبت به لطف خداوند از روز ازل اشاره داشته است.
    اما همچنان بیت چهارم مصراع اولش برای من گنگ است و مفهوم اصلی آنرا درک نکردم

  • Avatar
  • Avatar

    خیلی ممنون از شما و تفسیر کامل و روانتون سایتا دیگه ک اصلا عوضش کرده بودند . تشکر فراوان

  • Avatar

    سلام
    از اینکه بیت بیت این غزل زیبای حافظ رو معنی کردید بسیارسپاسگذارم.
    از جنابعالی بعنوان کسی که درزمینه اشعاروادبیات فارسی تلاش میکنیدبه نکته ای اشاره کنم شایدبرای شما مثمرثمرواقع شود.
    اشعارشعرای بزرگی چون حافظ باوجود اینهمه شیرینی ولطافت و ارزش بالای ادبی ومعنایی بجز یک طیف مشخص و نسیتا محدود ،عموما مورداستقبال واقع نمیشود و خواننده ندارند.یکی ازمهمترین دلایلش نداشتن مهارت لازم درخواندن و درک معانی این اشعاربزرگان است.ازشماکه دراین راستا زحمت میکشیدخواهش میکنم به این مقوله توجه داشته باشیدودرپی یافتن راهی جهت رفع این نقیصه همت کنید.انگاه قطعاشاهدبیشترشدن خوانندگان وطرفداران شعروادب فارسی دراینده خواهیم بود.
    بازهم ازشماتشکرمیکنم.
    مقامی

  • Avatar

    سلام تو واتساپ هم شما فعالیت دارید که من بتونم تفسیر های زیبای شما رو دنبال کنم .۰۹۱۲۴۲۶۷۰۳۳

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

error: Content is protected !!