
بیت نخست:
معنای بیت نخست:
زمانی که زیبارویانِ خوشبو در مجلسی مینشینند، غبار غم و اندوه نیز در مجلس فرو مینشیند، و زمانی که زیبارویان ناسازگاری میکنند، آرام و قرار را از دل میبرند.
نکات و معانی:
سمن بو: کسی که بویی خوش همچون گل دارد.
سمن بویان: استعاره از زیبارویان.
غبار غم: اضافه تشبیهی.
پری رو: زیبارو.
قرار: آرامش.
ستیزیدن: نافرمانی کردن، ناسازگاری، بحث، مشاجره.
بیت دوم:
معنای بیت دوم:
وقتی زیبارویان دلها را اسیر خود میکنند و به دام میاندازند، آنها را تا همیشه گرفتار خود میسازند، و هنگامی که گره زلف عطرآگین خود را باز میکنند، جانهای بسیاری را که در پیچ و تاب زلف ایشان اسیر هستند، فرو میریزد.
نکات و معانی:
فتراک: تسمه و دوالی که از پس و پیش زین اسب، برای بستن شکار آویزند.
فتراک جفا: اضافه اقترانی.
زلف عنبرین: زلف سیاه و خوشبو.
تضاد: بربندند و بگشایند.
نکته: در ادبیات فارسی، دل عاشق در دو جا مسکن و مأوا دارد؛ ۱. زلف معشوق، ۲. چاه زنخدان معشوق.
بیت سوم:
معنای بیت سوم:
وقتی پس از روزگاری طولانی و چشم انتظاری، لحظهای در کنار ما مینشینند، سریع برمیخیزند و میروند، هنگام برخاستن و بلند شدن نیز، شور و شوق را همچون نهالی در دل ما قرار میدهند.(دل ما را پر از آرزوی خواستن میکند).
نکات و معانی:
یک نفس: یک لحظه.
نهال شوق: اضافه تشبیهی.
خاطر: دل.
تضاد: برخیزند و بنشانند.
بیت چهارم:
معنای بیت چهارم:
اگر به قطرات اشک گوشه گیران و عزلت نشینان توجه کنند، خواهند دانست که آن اشکها همچون دُر و گوهر با ارزش هستند، همچنین اگر اهل معرفت باشند و بدانند، هرگز با بیمهری از سحرخیزان و شب زنده داران روی خود را بر نمیگردانند.
نکات و معانی:
سرشک: اشک.
گوشه گیر: عارفان عزلت نشین.
جناس: دَریابند و دُر یابند.
رخ مهر: اضافه اقترانی.
جناس: نگردانند، اگر دانند.
بیت پنجم:
معنای بیت پنجم:
زمانی که زیبارویان میخندند، چشمان مرا وادار میکنند تا اشکی سرخگون از آن جاری شود، و هنگامی که به چهرهی من نگاه میکنند تمام رازهای پنهانی (عشق) مرا، متوجه میشوند.
نکات و معانی:
لعل: سنگ گرانبها و سرخگون.
رُمّانی: منسوب به رُمّان: انار
لعل رمّانی: استعاره از اشک.
بیت ششم:
معنای بیت ششم:
هر کس درمان درد عشق را آسان تصور کند، سخت در اشتباه است، و آن کسانی هم که میخواهند با عقل و تدبیر مشکل عشق را درمان کنند، در این کار عاجز و ناتوان باقی خواهند ماند.
نکات و معانی:
جناس: درمانند و درمانند.
درمان اول: معالجه کردن.
درمان دوم: عاجز و ناتوان شدن.
بیت هفتم:
معنای بیت هفتم:
کسانی که همانند منصور حلاج در راه عشق به دار آویخته میشوند، تنها میتوانند به آرزو و مراد خود برسند؛ اما در این درگاه زمانی که حافظ را فرا میخوانند، بلافاصله او را از آنجا میرانند و طرد میکنند.
نکات و معانی:
منصور: منصور حلاج؛ از عارفان مشهور ایران که به جرم اناالحق گفتن در سال ۳۰۹ ه.ق. در زمان عباسیان به دار آویخته شد.
جناس: بردارند و بر دارند.
بر دارند اول: بر دار هستند.
بر دارند دوم: بهره مند خواهند شد.
بدین درگاه: درگاه عشق.
تضاد: خواندن و راندن.
بیت هشتم:
معنای بیت هشتم:
زمانی که عاشقان و مشتاقان با نیاز به این درگاه روی میآورند، با ناز و بیمهری معشوق رو به رو میشوند، کسانی که به دنبال درمان درد عشق میگردند نیز ، مطمئنا درمانده و ناتوان خواهند شد.
نکات و معانی:
تضاد: نیاز و ناز.
جناس: درمانند و در مانند.
این درد: درد عشق.
دربند: به دنبال.
درمانند اول: معالجه.
درمانند دوم: عاجز و ناتوان گشتن.

14 دیدگاه روشن سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
سلام با سپاس و قدردانی فراوان
در صورت امکان برداشت خودتان از غزل
را به دوستان خود و دوستداران حضرت حافظ
هدیه نمایید.
با سلام به نظر من انجا که میگه برداند معنی این طو ر به ذهن میرسد که کسانی که برداشتی منصور یعنی طرز تفکر منصوری دارند سرشان بالای دار است یعنی بردار اول طرز فکر و بردار دوم طناب دار است
بسیار عالی. سپاس از معنی روان و زیباتون
بینظیرترین غزل حافظ
بسیار عالی و زیبا
بسیار بسیار سپاسگزارم
سلام، ممنون از شما که اینقدر ساده و بدون اطناب شعر رو معنی کردید ، خیلی عااالی بود
سلام ممنون از لطفتون
بسیار عالی و شفاف معنی کردین سپاس
سپاسگزارم
سپاس فراوان
سلام و درود خیلی عالی و باجزئیات کامل
درود وادب واحترام
در رابطه با معنی بیت هفتم میشه گفت:
آنانکه مانند حلاج حقایق را برملا کند و مردم را به حقایق برسانند مانندحلاج سرشان بالای دار واعدام میشن
درود بر شما
من فکر میکنمجناب مانی در مورد بیت هفتم درست گفتند